X
تبلیغات
ترانه بارانی - نگاهی به زن درشعر فارسی

ترانه بارانی

زن در شعر و ادب کهن فارسی دارای دو چهرۀ کاملاً متفاوت است. یکی چهره ای منفی که بی شک نتیجه جامعه مردسالار آن دوران بوده و دیگرچهره مثبت که گه گاه در اشعارشاعران نمود می یابد. اما پیش ازآن بایداشاره کرد که در روزگار باستان جامعه ایرانی و اقوام آریایی برای زنان احترام و ارزش ویژه ای قائل بودند. بانگاهی به دو واژه "زن" و"مرد" و ریشه یابی این دولغت پی به اهمیت زن در دوران باستان می بریم. واژه "زن" با ریشه زندگی همریشه است و در ایران باستان به جهت قدرت باروری و زایمان، زن راعنصری جاودانه می دانسته اند اما واژه "مرد" که با مرگ و مردن همریشه است نشان ازاین اعتقاد داردکه مرد به علت ناتوانی در زایمان جاودانه به حساب نمی آمده است. 

اما در شعرشاعران چنانکه پیش ازاین گفتیم زن دارای دو چهره است مثبت و منفی. مثلاً در شعرفردوسی باوجود اینکه فردوسی گاهی دیدگاهی کاملاً منفی نسبت به زن داشته، به طورکلی اززنان بانزاکت و احترام ویژه ای صحبت می کند.دربعضی ازداستانهای شاهنامه زنان نقش بسیارکلیدی و موثری درطی داستان ایفامی کنندازآنجمله جریره مادر فرود است.این زن با وجودآنکه مصیبتها و آلام زیادی متحمل می شود، هیچگاه خویشتنداری و فرزانگی خویش را ازدست نمی دهد.

اما زن در ادبیات عاشقانه کهن فارسی جلوه چندانی ندارد زیرا معشوقگان شعرکهن عمدتاً دارای ویژگیهایی مردانه اند. برای این موضوع دلایل فراوانی برشمرده اند ازآنجمله اینکه دراین دوران چون زنان عموماً پرده نشین ومحجوب بوده اندشاعران هم درتوصیف زیبایی زنان رعایت شان واحترام راکرده از بیان عشق به زنان خودداری کرده اند. عده ای علت این امر را وجود گرایشهای همجنس طلبانه و شاهدبازی دراین روزگاردانسته اند. که حتی این گرایشها در میان  عارفان و صوفیان هم گسترش داشته است.

زنان در عرفان اسلامی  جایگاهی ویژه دارند.ابن عربی زن را سیمای‏ خالقیت پروردگار می‏داند. درمیان عرفای قرون اولیه اسلامی ما چهره ای چون رابعه عدویه را داریم که داستان آن درتذکرة الاولیای عطار بیانگر تمایز و برتری او حتی بربسیاری از مردان عارف عصرخود بوده. ازآنجمله در داستانی افسانه مانند آمده که ابراهیم ادهم چهارده سال تمام سلوک کرد تا به کعبه رسید؛ اما زمانی که به آن جارسید خانه کعبه را ندید؛ پس هاتفی غیبی آواز داد که کعبه به استقبال ضعیفه ای رفته است و چون ابراهیم جستجوکرد رابعه را دیدکه می آمد و کعبه به استقبال او شده بود.

مولانا با وجود اینکه گاهی نگاه بدبینانه ای به زنان داشته درمثنوی چندبیتی درستایش زنان آورده که بسیار زیباست:

گفت پیغــمبر که زن بر عـاقــلان‏                       غالب آید سخت و بر صاحب‏دلان‏

باز بر زن جـاهــلان غــالــب شوند                      زان که ایشان تند و بس خیره روند 

پرتو حق است آن،معشوق نیست‏                خالق است او گوییا مخلوق نیست

اما در شعر معاصر با ورود مضامین و مفاهیم جدید به شعر پارسی، زنان نیز دراشعار شاعران چهره ای دیگر می یابند؛در اشعار شعرای مشروطه و معاصراندیشه آزادی زنان مطرح شده که این اندیشه هارادراشعارشاعرانی چون ایرج میرزا، میرزاده عشقی، پروین اعتصامی و...می توان مشاهده کرد. دراشعار غنایی معاصر، معشوق چهره ای کاملاً زنانه دارد. نیما درمنظومه "افسانه" بامعشوق خودکه یک زن است به گفتگومی نشیند.نگاه عاشقانه به زن بیش ازهمه شعرای معاصر در اشعارشاملو یافت می شود. شاملو توصیفاتی کاملاً زنانه از معشوق درشعرخودبیان کرده است:

لبانت به ظرافت شعر/شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند / که جاندار غار نشین از آن سود می جوید / تا به صورت انسان درآید / و گونه هایت / با دو شیار مّورب /که غرور ترا هدایت می کنند و /سرنوشت مرا /که شب را تحمل کرده ام ...

درپایان شعری زیبا از"اقبال لاهوری" درتوصیف زن :

زن نگــه‏ دارنده‏ی نار حیــات‏                                 فطــرت او لـوح اســرار حیات

جـوهـــــر او خاک را آدم کند                                 آتش مــا را به جان خود زند                 

ما همه از نقش‏بندی‏های او                                 ارج ما از ارجـــمندی‏های او

حق تو را دادست اگر تاب نظر                               پاک شو قــدسیت او را نگر     


نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 17:9 توسط بارانی |


آخرين مطالب
» موسیقی
» نگاهی به زن درشعر فارسی
» سوفیای حکمت الهی
» بهاران آمد
» جدال دیوانگان با خدا!
» رمز و نماد در ادب پارسی
» مهربورزید
» ساحل غربت
» عشق از دیدگاه مولانا
» یادی از اخوان

 Design By : Pichak