آه باران!
ریشه دراعماق اقیانوس دارد ـ شاید ـ
این گیسوپریشان کرده بیدوحشی باران
یا نه دریایی است گویی واژگونه برفرازشهر
شهرسوگواران.
هرزمانی که فرومی بارد ازحدبیش
ریشه درمن می دواندپرسشی پیگیر باتشویش:
رنگ این شبهای وحشت را
تواندشست آیا ازدل یاران؟
چشمهاوچشمه هاخشکند.
روشنی هامحودرتاریکی دلتنگ
همچنان که نامهادرننگ!
هرچه پیرامون ماغرق تباهی شد.
آه باران ای امیدجان بیداران!
بر پلیدی ها - که ماعمری است درگرداب آن غرقیم-
آیاچیره خواهی شد؟
فریدون مشیری
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 10:10 توسط بارانی
|