رمز و نماد در ادب پارسی
رمز در لغت به معنى اشاره ى نهانى و با چشم و ابرو، و به معنى راز، سر، سخن يا موضوعى ميان دو يا چند نفر است كه از ديگران پنهان و نهفته باشد.
رمز، شى، موجود، يا چيزى از جهان شناخته شده يا زندگى روزمره است كه از طريق حواس قابل دريافت و ادراك باشد؛ چيزى كه همه آن را مى شناسند و وجود عينى و خارجى آن را تجربه كرده اند . كه دلالت دارد بر حقيقتى معنوى و غير محسوس يا مفهومى جز مفهوم متعارف و اصلى خود كه گاهى علاوه بر مفهوم غير متعارف خود بر معنى آشكار و معمول خود نيز دلالت دارد.
در كتاب " انسان و سمبولهايش " اثر يونگ سمبل اينگونه تعريف شده: "سمبل شيئى است از جهان شناخته شده كه به چيزى از جهان ناشناخته اشاره مىكند، چيز شناخته اى است كه زندگى ومعنى چيزى بيان ناشدنى رابيان مى كند "
به كار بردن نماد در آثار ادبى جهان، در تمام دوره هاى تاريخى كم و بيش وجود داشته. اما آنچه به عنوان مكتب نماد گرايى در اروپا معروف شده در اواخر قرن نوزدهم در شعر فرانسه و با اشعار شاعرانى چون بودلر، رمبو، مالارمه مشخص شد و سپس در ساير كشورها بخصوص آمريكا و انگليس نفوذ كرد. دوره رواج نماد گرايى 1885 تا 1901 ميلادى است. و بسيارى از منتقدان، آثار "ادگار آلن پو" نويسنده و شاعر آمريكايى، كه بودلر به فرانسه ترجمه كرد، منشا ظهور آن در ادبيات فرانسه مىدانند .
اما در ايران، مكتب خاصى به عنوان نمادگرايى وجود ندارد. در آثار پيش از اسلام نمادگرايى در كتب مذهبى ديده مىشود از جمله ى اين آثار منظومه ى " درخت آسوريك " است كه منظومه اى است به شعر دوازده هجايى به زبان پهلوى. در طى مناظره اى كه در اين منظومه بين نخل و بز صورت مى گيرد بعضى از حقايق مذهبى در قالب رمزى بيان مى گردد.
در ادب فارسى كاربرد رمزها، مقارن با ظهور عرفان و تصوف، گسترش يافته. عرفان با رمزگرايى ارتباط نزديكى دارد . «شاعر عارف با استفاده از رمزها و سمبلها سعى در ساختن تصويرهايى مىكند كه بر باطن اشيا و وجود دلالت كند . هميشه شاعر عارف آن حقيقت اصلى را در نظر دارد و در تكاپوى بيان آن راز ابدى است»
شاعر نمادگرا خواهان آن است كه افكار و انديشه هايش را درشكلى محسوس و قابل تصور بيان كند.
آثار عرفانى رمزى باطواسين حلاج آغاز مىشود كه شامل مجموعهاى از تجارب روحانى با زبان رمزى و بسيار پيچيده است. و بعدها در آثار حكمايى چون ابن سينا ظهور مى كند با آثارى چون حى بن يقظان، رسالة الطير، سلامان و ابسال و آثار سهروردى شامل مونس العشاق، آواز پر جبرئيل، عقل سرخ، لغت موران، صفير سيمرغ، رسالة الطير، روزى با جماعت صوفيان، فى حالة الطفوليه. احمد غزالى در سوانح العشاق، عين القضاة همدانى، روز بهان بقلى شيرازى و...
اما نخستين شاعر فارسى كه مضامين عرفانى را در قالب رمز بيان كرده سنايى غزنوى است كه در حديقه الحقيقه از زبان رمز براى بيان آيين و طريق تصوف استفاده كرده و در شعر فارسى تحول عظيمى به وجود آورد. سنايى معانى پيچيده ى عرفانى را با استفاده از بيان رمزى و تمثيلات قابل فهم، براى مخاطبان عامى كه داراى بينش و دانش كافى نبودند قابل ادراك كرد. پس از او عطار در اشعار ساده و بى تكلف خود از اين زبان استفاده كرد و سرانجام مولوى در اشعار خود اين شيوه را به كمال رساند. و از آن پس شعراى عارف در اشعار غنايى خود از اين شيوه استفاده كردند.
در شعر فارسى معاصر نوعى شعر اجتماعى نمادگرا، رايج شده كه مبدع آن نيما يوشيج است. البته اين اشعار با اشعار رمزى دوره هاى پيشين تفاوت زيادى دارد زيرا مضامين اين اشعار عرفانى نيست و علت به وجود آمدن آنها هم تنگناى سياسى و اجتماعى بوده كه در اين دوره شاعران را وادار كرده انتقادهاى خود را از محيط خفقان آور اجتماعى و سياسى به صورت رمزى و تمثيلى بيان كنند از نمونه ى اين اشعار، شعر تمثيلى و نمادين "زمستان " اثر مهدى اخوان ثالث است كه در آن گوشه اى از اين محيط خفقان آور را به تصوير كشيده:
سلامت را نمىخواهند پاسخ گفت
سرها در گربيان است
كسى سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را....
رمز، شى، موجود، يا چيزى از جهان شناخته شده يا زندگى روزمره است كه از طريق حواس قابل دريافت و ادراك باشد؛ چيزى كه همه آن را مى شناسند و وجود عينى و خارجى آن را تجربه كرده اند . كه دلالت دارد بر حقيقتى معنوى و غير محسوس يا مفهومى جز مفهوم متعارف و اصلى خود كه گاهى علاوه بر مفهوم غير متعارف خود بر معنى آشكار و معمول خود نيز دلالت دارد.
در كتاب " انسان و سمبولهايش " اثر يونگ سمبل اينگونه تعريف شده: "سمبل شيئى است از جهان شناخته شده كه به چيزى از جهان ناشناخته اشاره مىكند، چيز شناخته اى است كه زندگى ومعنى چيزى بيان ناشدنى رابيان مى كند "
به كار بردن نماد در آثار ادبى جهان، در تمام دوره هاى تاريخى كم و بيش وجود داشته. اما آنچه به عنوان مكتب نماد گرايى در اروپا معروف شده در اواخر قرن نوزدهم در شعر فرانسه و با اشعار شاعرانى چون بودلر، رمبو، مالارمه مشخص شد و سپس در ساير كشورها بخصوص آمريكا و انگليس نفوذ كرد. دوره رواج نماد گرايى 1885 تا 1901 ميلادى است. و بسيارى از منتقدان، آثار "ادگار آلن پو" نويسنده و شاعر آمريكايى، كه بودلر به فرانسه ترجمه كرد، منشا ظهور آن در ادبيات فرانسه مىدانند .
اما در ايران، مكتب خاصى به عنوان نمادگرايى وجود ندارد. در آثار پيش از اسلام نمادگرايى در كتب مذهبى ديده مىشود از جمله ى اين آثار منظومه ى " درخت آسوريك " است كه منظومه اى است به شعر دوازده هجايى به زبان پهلوى. در طى مناظره اى كه در اين منظومه بين نخل و بز صورت مى گيرد بعضى از حقايق مذهبى در قالب رمزى بيان مى گردد.
در ادب فارسى كاربرد رمزها، مقارن با ظهور عرفان و تصوف، گسترش يافته. عرفان با رمزگرايى ارتباط نزديكى دارد . «شاعر عارف با استفاده از رمزها و سمبلها سعى در ساختن تصويرهايى مىكند كه بر باطن اشيا و وجود دلالت كند . هميشه شاعر عارف آن حقيقت اصلى را در نظر دارد و در تكاپوى بيان آن راز ابدى است»
شاعر نمادگرا خواهان آن است كه افكار و انديشه هايش را درشكلى محسوس و قابل تصور بيان كند.
آثار عرفانى رمزى باطواسين حلاج آغاز مىشود كه شامل مجموعهاى از تجارب روحانى با زبان رمزى و بسيار پيچيده است. و بعدها در آثار حكمايى چون ابن سينا ظهور مى كند با آثارى چون حى بن يقظان، رسالة الطير، سلامان و ابسال و آثار سهروردى شامل مونس العشاق، آواز پر جبرئيل، عقل سرخ، لغت موران، صفير سيمرغ، رسالة الطير، روزى با جماعت صوفيان، فى حالة الطفوليه. احمد غزالى در سوانح العشاق، عين القضاة همدانى، روز بهان بقلى شيرازى و...
اما نخستين شاعر فارسى كه مضامين عرفانى را در قالب رمز بيان كرده سنايى غزنوى است كه در حديقه الحقيقه از زبان رمز براى بيان آيين و طريق تصوف استفاده كرده و در شعر فارسى تحول عظيمى به وجود آورد. سنايى معانى پيچيده ى عرفانى را با استفاده از بيان رمزى و تمثيلات قابل فهم، براى مخاطبان عامى كه داراى بينش و دانش كافى نبودند قابل ادراك كرد. پس از او عطار در اشعار ساده و بى تكلف خود از اين زبان استفاده كرد و سرانجام مولوى در اشعار خود اين شيوه را به كمال رساند. و از آن پس شعراى عارف در اشعار غنايى خود از اين شيوه استفاده كردند.
در شعر فارسى معاصر نوعى شعر اجتماعى نمادگرا، رايج شده كه مبدع آن نيما يوشيج است. البته اين اشعار با اشعار رمزى دوره هاى پيشين تفاوت زيادى دارد زيرا مضامين اين اشعار عرفانى نيست و علت به وجود آمدن آنها هم تنگناى سياسى و اجتماعى بوده كه در اين دوره شاعران را وادار كرده انتقادهاى خود را از محيط خفقان آور اجتماعى و سياسى به صورت رمزى و تمثيلى بيان كنند از نمونه ى اين اشعار، شعر تمثيلى و نمادين "زمستان " اثر مهدى اخوان ثالث است كه در آن گوشه اى از اين محيط خفقان آور را به تصوير كشيده:
سلامت را نمىخواهند پاسخ گفت
سرها در گربيان است
كسى سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را....
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ ساعت 16:0 توسط بارانی
|